برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
شیرینک خاله رفته یه نامه نوشته و یه شاخه گل درست کرده و گذاشته بود توی کفشم که وقتی میخوام بپوشم سورپرایز بشم. چقدر نامه ش قشنگه قربونش بشم .
پر از احساس و محبت ...
میگیم این چه خطیه میگه خط زمان های قدیم . بگو بچه آخه تو از کجا این چیزا میفهمی.
عکسش رو پست جدا میذارم .
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
اینقدر این بچه شیرینه اینقدر شیرینه که نمیدونم چطور توصیفش کنم . خواهر زاده م رو میگم . پسره اما خوردنیه. شب تا دیروقت باهاش بیدارم و هرکاری داشته باشه به من میگه . و منم با جون و دل براش انجام میدم . از بوسیدنش اصلا سیر نمیشم و کلی از نگاه کردنش لذت میبرم . دلم میخواد یه لقمه ش کنم .
مامانش بش میگه خاله اذیت نکن بیا پیش من بخواب. بش میگه نه مامان میخوام پیش خاله بخوابم که وقتی میرم ازش خاطره داشته باشم
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
اول هفته اومد باز و شروع دوباره. امیدوارم روزهای بهتری پیش رو داشته باشیم .
از ماه رمضان هم همین دو روز مونده . خدا قبول کنه .
دوستان عزیز امیدوارم تن سالم ، دل شاد و عمر باعزت داشته باشید. غصه از دلتون پر بزنه و جاش خوشی بیاد.
دوستون دارم . و به وجودتون افتخار میکنم .
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی
برچسب:
نویسنده: هلیا توکلی